به زندگی خودت برس..
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
دلزده و بدبینم نسبت به کل تحلیلها و میزگردها و تلاشهای مجازی و راهکارهای چنین و چنان و از طرفی، میل شدیدی به زندگی واقعی، زندگی هدفمند و پی گرفتن اهداف شخصی در من ایجاد شده. احساس می کنم که نشد و نمی شه. قدرت در دست ما نیست. تنه
Riding the Dragon :)
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
BERNADETTE: Howie , the estrogen is getting absorbed by your skin .xa0 That's why you've been all bloated and moody and a giant pain in the ass!HOWARD: But you're full of estrogen and you don't act like that ! BERNADETTE: That's bec
دانش خانواده !
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
با زن سیاه چهره قابل حمل ازدواج کنید، ولی با زن زیبای نازا و عقیم ازدواج نکنید؛ چراکه من در روز قیامت به امت خود، حتی به سقط شدگان افتخار می کنم ! ( پیامبر اسلام ) (حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 20، ص 54 )
همه ی تفاوت در همین است..
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
دو راه در جنگلی زرد از هم جدا می شدنداما حیف که نتوانستم از هر دو برومفقط یک رهرو بودمایستادم و تا آنجا که چشم کارمی کرد،تاآنجا که جاده در میان بوته ها گم می شدنگاه کردمبی طرفانه سعی کردم یکی را انتخاب کنمبه این دلیل که علف پوش بو
چرا حرف هم را نمیفهمیم ..
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
گاهی به این فکر میکنم چرا آدم ها مختلف نظرات متفاوتی در مورد یک موضوع مشخص دارند . بعد برام سوال شد چرا یک جمله ی من برای یک نفر قابل قبول و برای یک نفر دیگه بی معنیه ؟ تا اینکه به این نتیجه رسیدم مسیرهایی که آدم های مختلف طی کرد
کاملا چپ ، کاملا راست...
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 1:23
از کتابخانههای یکپارچه بدم میآید ، کتابدارانی که صد کتاب دارند اما همه یک حرف میزنند و عموماً هم از روی هم رونویسی شدهاند . کتابخانهی خوب، باید کتابهایی داشته باشد که ، در حد شب و روز، در حد آب و خشکی، در حد دو جنس نر و ما
کوله پشتی..
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
-کوله پشتی مثل نماد آزادی توست.. +گمانم همینطور است.. -گاهی داشتن چیزی که نماد آزادی باشد ، آدم را خوش حال تر از رسیدن به آزادی ای میکند که آن چیز نماد آن است.. +کافکا در کرانه | هاروکی موراکامی| مهدی غبرایی
Zorba the Greek
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
فیلم ساده ای بود و جذابیت های کتابو برام نداشت..تبدیل چنین ایده ای به یک تصویر سینمایی هم کار آسونی نیست..آنتونی کویین خیلی خوب بازی کرده اما این بین یک چیزی کمه..و اون شاید جنون واقعی زوربا باشه..صدای خنده های آنتونی رودوست نداشتم..به جای اینکه دل نشین باشند بیشتر منزجر کننده شده بودن.. چیزی که فکر...
همیشه میرسی ؛ ولی به جایی دیگر..
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
چیزی را جستجو کردنهمیشه یافتن چیز دیگری است.پس برای یافتن چیزیباید به جستجوی آنچه نیست، بروی.پرنده ای را جستجو کردن، گل سرخی را یافتن،عشق را جستجو کردن، تبعید را یافتن،هیچ را جستجو کردن، انسان را شناختن،به عقب رفتن برای پیشروی کردن.رازِ راه نه در فرعیهایش،نه آغازِ مشکوکو پایانِ تردیدآمیزش،که در طنز ...
جشن تکلیف..
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
دخترهای 9 ساله ی ایرانی بسیار باهوش و خردمندند..اون ها میتونند در این سن به اثبات خدا و یگانگی اشxa0 بپردازند..حرف های زیادی در مورد فلسفه ی نمازxa0 و روزه دارند..حتی طبق مطالعات عمیقی که انجام دادند نظرات شخصی مخصوص به خودشون رو من باب آفرینش جهان و پایان این دنیا و زندگی پس از مرگ پیدا کردند..و می...
حال خوب کن (56)
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
+بچه ها رو دوست دارم..اما در حد تماشای عکس هاشون یا دیدن بازی شون..از دور..خیییلییی دووور :)
دروغگویی که میخواهد سر خودش را کلاه بگذارد..
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
فخرالنساء خندید و گفت: – تو خیلی عقبی، شازده. پس کی میخواهی شروع کنی، هان ؟xa0 اینها که نشد کار،خودت را داری فریب میدهی. باید کاری بکنی که کار باشد،کاری که اقلا یک صفحه از تاریخ را سیاه کند. تفنگ را بردار و برو کنار نردههای باغ و یکی را که از آن طرف رد میشود نشانه بگیر و بزن. بعد هم بایست و جان کندن...
گناه و عشق و ترس...
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
با انتشار و خوندنxa0 " تیکه های کتاب " مخالفم..چنین خوندن هایی به هیچ وجه به درک عمیقی منجر نمیشه..تنها فایده شون میتونه مرور دوباره ی مفاهیم خونده شده باشه ، برای کسانی که اون کتاب ها رو به طور کامل مطالعه کردند..یا برای معرفی کتاب ها به کار برده شه و اونقدر جذاب باشه که دیگران رو به خوندن اون کتاب...
3.14159265359
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
When I was a little kid, my mother told me not to stare into the sun.So once, when I was six, I did.The doctors didn't know if my eyes would ever heal.I was terrified, alone in that darkness.Slowly, daylight crept in through the bandages and I could see.But something else had changed inside me.. Pi ...
یا چرا غیرقابل تحملم..
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
تو یکی از کلاس ها نشسته بودیم که دوستم پرسید بعد از این هم کلاسی داری ؟ پرسیدم : چطور ؟ خندید و گفت..هیچی..فقط میخواستم معاشرت کنیم ! در ظاهر لبخند زدم اما بیشتر یک خنده ی ذهنی غیرقابل توقف تو سرم اتفاق افتاد ! من واقعا تا این سن هیچی از معاشرت نفهمیدم ! حرف زدن برای من فقط یک معنی داره و اون گفتن ح...
honestly
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 22:53
+صادق بودن شلدون از روی متوجه نبودنشه..اما چقدر خوب بود اگه میشد همینقدر روراست بود حتی اگه به rude بودن متهم بشی..چه اهمیتی داره
آن وقت هر پنج حسم را برای همیشه به کار می انداختم
-
تاریخ: 1395/11/7 ساعت: 10:46
مدتی طول کشید تا خوابم برد . فکر میکردم که عمرم به هدر رفته است .کاش میتوانستم اسفنجی بردارم و همه آن چیزهایی که خوانده و دیده و شنیده بودم بشویم و خود را پاک کنم ، سپس به مکتب زوربا در آیم و شروع به آموختن الفبای بزرگ و راستین بکنم . در آن صورت راهی که در پیش میگرفتم چقدر فرق داشت ! آن وقت هر پنج ح...
حتی بلندترین فکرها..
-
تاریخ: 1395/11/7 ساعت: 10:46
مفاهیمی چون " میهن " و " نژاد " که تو دوست داری و مفاهیم " جهان وطنی " و " بشریت " که من فریفته ی آن ها هستم در اینجا با دمxa0 نیرومند ویزانگری ارزش یکسان می یابند . بلندترین فکرها را نیز وقتی خوب میشکافیم می بینیم عروسک هایی آکنده از تراشه ی چوبند.. زوربای یونانی / نیکوس کازاتزاکیس / ترجمه : محمد ق...
فاصله
-
تاریخ: 1395/11/7 ساعت: 10:46
عمر من بر یک مسیر عوضی سیر کرده بود و دیگر تماس من با مردم چیزی به جز یک مناظره ی درونی با خودم نبود . تا بدان درجه سقوط کرده بودم که اگر قرار می بود بین عاشق شدن به یک زن و خواندن یک کتاب عشقی یکی را انتخاب کنم ، کتاب را انتخاب میکردم ! زوربای یونانی / نیکوس کازاتزاکیس / ترجمه : محمد قاضی
آزادیای را که با آنها دارم..
-
تاریخ: 1395/11/7 ساعت: 10:46
به آنهایی که عاشقشان نیستمخیلی مدیونماحساس آسودگی خاطر میکنموقتی میبینم کسِ دیگری به آنها بیشتر نیاز دارد..xa0شادم از این کهخوابشان را پریشان نمیکنم.xa0آرامشی را که با آنها احساس میکنم،آزادیای را که با آنها دارم،عشق نه میتواند بدهد، نه بگیرد!xa0{ ویسواوا شیمبورسکا } ترجمه : ملیحه بهارلو