دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 22:47
فکر میکنم یکی از بزرگترین دستاوردهای یک انسان بالغ خردمند آن است که دست از زندگی دیگران میشوید و تماما مشغول زندگی خودش میشود .فکر نمیکند دیگران چگونه اند یا چطور زندگی و رفتار میکنند ، پیش از این چطور بوده اند و در آینده با حفظ این رویه قرار است به کجا برسند . راجع به حرف ها و رفتارهایشان صحبت نمی
Like This
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 22:47
من دقیقاً همون " خب که چی ، که چی بشه ، به کجا میرسه ؟ ، به چه دردی میخوره ؟ خب حالا.. " هستم :)
به چه چسبیده ام ؟
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
فکر میکنم آدم های نیاز دارند برای تحمل زندگی و ادامه آن به چیزهایی بچسبند و به آن ها بنازند . یکی به تیم فوتبال مورد علاقه اش میچسبد ( استقلالی ها و پرسپولیسی ها متعصب ) یکی به مدرسه ای که در آن درس خوانده یا میخواند ( سمپادی هاxa0 :) ) یکی به دانشگاه یا رشته ای که در آن قبول شده ( پزشکی ، حق
جزئیات
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
در زدن لئا همیشه شبیه شعر بود - والا ، در آمیخته با تردیدی زیبا و به تمامی مقطع و قائم { چون سطرهای زیرهم شعر } شروع در زدنش از معصومیت و زیبایی خودش می گفت و تصادفاً به گفتن از پاکی همه ی دوشیزه های جوان ختم میشد.. +مجموعه داستان نغمه ی غمگین | داستان دختری که میشناختم | جی.دی.سلینجر
خیلی پیش تر احساساتم را فراموش کردم..
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
آدم نمیتواند تا ابد کلیدی را در جیبش حمل کند که به هیچ چیز نمیخورد.. +مجموعه داستان نغمه ی غمگین | داستان دختری که میشناختم | جی.دی.سلینجر
خودشناسی واقع گرایانه با پرس و جو..
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
ای کاش آدم ها میدانستند که صدایشان برای آواز خواندن در جمع خوب است یا نه و به خیال خودشان و تعریف تعارف گونه چند نفر از اطرافیان شان قناعت نمیکردند..کاش میدانستند اصلا انسان بامزه ای هستند ، که مجاز باشند در هر موقعیتی و به هرشکل و روشی شروع به شوخی کنند یا نه..کاش میدانستند که سواد و شعور و خرد ک
و با زیبایی عظیمش به خودش دلداری میده...
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
I read a theory once that the human intellect was like peacock feathers. Just an extravagant display intended to attract a mate.All of art, literature, a bit of Mozart, William Shakespeare, Michelangelo, and the Empire State Building... Just an elaborate mating ritual. Maybe it doesn't matter t
یه کله پا به سن گذاشته کشیده گذاشته وسط با پس زمینه دریا
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
دارم به گستره ی خلاقیت طراح جلد این کتاب فکر میکنم
آینه کوچک آرایش و یک آینه تلسکوپی..
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
من مخالفتی با آرایش دخترها ندارم . اما حقیقت این است که همه ی ما در این فضای بی انتها روی یک سیاره زندگی میکنیم.xa0 تصور وجود فضا هم باورنکردنی و حیرت انگیز است . فکر کردن به این که فضا و کهکشانی هم وجود دارد واقعاً از تصور خارج است . ولی دخترهایی در کلاس ما بودند که با چشمان غیر مسلح قادر به دیدن ج
از آشیانهی تاریک
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
xa0 بیدار شوتا از پی ات روان شومتنم بی تاب تعقیب توستمی خواهم عمرم را با عشق تو سر کنماز دروازه ی سپیدهتا دریچه ی شبمی خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم..{ پل الوار } +حس میکنم تنهایی ستاره را..این همه ستارهی تنها ؟ یکی به یکی نمیگوید بیا..هر یک..از آسمانهی خویش..چونان چشم پرنده ، درخشان..از آشیان
هزار شهر را بگردی اما به راه دل خویش آگاه نباشی..
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
به چه درد میخورد که هزاران خورشیددر آسمان بازی کننداما در دل توچراغی نمیخندد ؟به چه درد میخورد که هزار شهر را بگردیاما به راه دل خویشآگاه نباشی ؟به چه درد میخوردکه صدها هزار یار داشته باشیاما نتوانیدلت را یار خود کنی ؟به چه درد میخورداز هرچه مروارید دریاهاستگردنبندی برای دختری ساز کنیاما نتوانیدل خو...
اگر فرصت و حق انتخاب داشتی ؟
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 19:56
دختر پرتقالی بعد دنیای سوفی و راز فال ورق سومین کتابی بود که از یوستین گردر خوندم..به نظرم رمان خیلی متوسطیه..گردر تو این کتاب نه ایده تازه ای داره نه در روایت جذاب همون ایده ی معمولی و تکراری موفقه ، نه اونقدرها در طرح موضوعات فلسفی مورد نظرش.. حرف تازه ای برای گفتن نداره ( بیشتر همین حرفا رو در ک
حال خوب کن (59)
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:26
گل در بر می و در کف معشوق به کام است بخونم..این شاخ ِ گل سرخو به دستت برسونم :) +{Benyamin Bahadori - To Ke Eyde Mani}
The Red Turtle
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:26
«لاکپشت قرمز» همواره در حال به نمایش گذاشتن تعریف واقعی انیمیشن است: به تصویر کشیدن جنبهی زیبای واقعیت هایی که از چشم ما پنهان مانده است.. بعضیوقتها شگفتانگیزترین چیزها را میتوان در عادیترین لحظات دید. بعضیوقتها حتما نباید با تصویری از کرهی زمین از روی سطح مریخ یا منظرهی خیرهکننده
چقدر حیف که نمیدانیم چه چیزهایی را نمیدانیم..
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
ما اصولاxa0در محدوده دانش خودxa0جستجو می کنیم ولیxa0بهترین جوابها معمولاxa0در لبه ها یا مرزهای دانستن و ندانستن نهفته اند. جایی که از از محدوده جستجوی ما خارج است. خارج است چون نمی دانیم چه سؤالی باید بپرسیم. چون نمی دانیم که چه نمی دانیم... +علی سخاوتی
هفت بار زندگی
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
اگر می خواهی پایت روی زمین محکم شودباید هفت بار از نو به دنیا بیایییک بار درخانه ای که می سوزد درآتشیک بار در سرمای چشمه ای یخ زدهیک باردر قلعه ای بین دیوانگانیک بار در کشتزاری که سبز می شودیک بار در طویله ای پر از تپاله و پشگلبعد شش جیغ و گریه ی تولدهفتمین و آخرین نفر دیگر خود تویی..xa0اگر دشمن ها ...
اما من چی
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
واقعا خوش به حال اوناییکه از همون سن کم شور و شوق زندگیشونو پیدا کردن.حالا با یه قلم سحرانگیز یا یه صدای خوب یا دستای چیره تو نواختن یه ساز.. +نگاه داره چه حالی میکنه...داشتم کلیپ دوتا خواهر نوازنده رو میدیدم و با یادآوری کلیپ های یانی به خواهرم میگفتم آهنگسازا و نوازنده ها چه حال خوبی دارن..گفت بی
آهنگ طبیعت..
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
به یاد یک روز صبح افتادم که در تنهی درختی پیلهای را یافته بودم، درست در آن دم که پروانه قشر پیله را دریده و آمادهی بیرونپریدن بود. مدت مدیدی انتظار کشیدم، اما پروانه زیاد درنگ میکرد و من شتاب داشتم.خشمگین بر آن خم شدم و با نفسم شروع به گرم کردن آن کردم. بیتابانه پیله را گرم کردم و معجزه با آه
حال خوب کن (58)
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
کتاب هفته (33) - Interpreter of Maladies
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 3:46
جومپا لاهیری از آن نویسنده هایی است که تو را وادار می کند یقه ی اولین کسی را که می بینی بگیری و بگویی :« این کتاب را بخوان !» او قصه گوی حیرت آوری است با صدایی متفاوت و چشمی تیزبین برای دیدن جزئیات ... لاهیری یکی از بهترین نویسنگان قصه ی کوتاه است . +امی تان شاید جملات بالا که در پشت کتاب مترجم