امید ، صبوری و بلوغ..
یک چیزهایی نفس آدم را تازه میکند. یعنی چنان نور میشود در دل تاریکترین لحظه هایت که بعدها صد بار میتوانی برگردی به همان موقعیت و نفس تازه کنی. مثالش یکی همین استقبالی که دیروز در خوزستان از روحانی کردند و شعار دادند: ما که هوا نداریم، هنوز هواتو داریم. یعنی چنان حجمی از بلوغ، امید و صبوری پشت ه
مرگ اسب سفید وحشی
داشت صاحب نشانی و هویت میشد و این یعنی مرگ اسب سفید وحشی . با این وضع هرکس میتوانست آدم را پیدا کند . یواش یواش آدم موجودیت قانونی پیدا میکرد. اینطور جامعه دوباره آدم را ضبط میکرد.. +خداحافظ گاری کوپر | رومن گاری | ترجمه سروش حبیبی
negotiation skills
یکی از مهمترین پارامترها در انتخاب دوست، مدرسه، محیط کار، همکار، پارتنر و ...لزوماً کامل بودن بودن اون سیستم یا اون آدم نیست، قابلِ نگوشیت بودنشونه ، به زعم من. سیستم/آدمی که پذیرای بحث و نقد و ایرادهای احتمالیِ وارده باشه و یه جاهایی بلد باشه پا بذاره روی ایگوی شخصیش و بیاد تو تیم تو، اونقدر سیمپتی...
گفتن ندارد..
پاسخ:سلاممگه دست خود آدمه..از یه جایی به بعد فقط دوست داری بدونی تا کجا میشه پیش رفت..میگی بگرد دنبال حال خوب کن و شعر و .. مگه میشه..اینا فقط چاشنی زندگین..مثل این میمونه به کسی که از عَلَم کوه بالا رفته بگی بقیه عمرت تو پارک محلتون بچرخمن نمیخوام همه چیزو بفهمم..نه اینکه نخوام میدونم نمیشه..میدونم
غیرقابل فهم
دختری به لنی گفته بود که مردم گریز است . حقیقت آن است که هرچه مردم در خصوص شما یا هرکس دیگری بگویند چندان اهمیتی ندارند . چون حرف هایشان همه ، از الف تا یا ، بسیار مرموز و غیرقابل فهم است . +خداحافظ گاری کوپر | رومن گاری | ترجمه سروش حبیبی
به جهنم ..
او هنوز میتوانست به همه چیز بخندد و بگوید " بجهنم ! " و این از شرایط لازم سلامت روانی ست.. +خداحافظ گاری کوپر | رومن گاری | ترجمه سروش حبیبی
حال خوب کن (63)
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حتی کاری نکردن ، کنار تو..
پیشترها فقط چشمهایت را دوست داشتمحالا چین و چروکهای کنارشان را هممانند واژهای قدیمیکه بیشتر از واژهای جدید همدردی میکند...پیشترها فقط شتاب بود.برای داشتن آنچه داشتی، هربار دوبارهپیشترها فقط حالا بود، حالا پیشترها هم هستچیزهای بیشتری برای دوست داشتنراههای بسیاری برای انجام دادن این کار.حتا کار
زمان
نامه ( ای که برای خداحافظی و ترک کردنم نوشته بود ) نخوندم برای درک بعضی چیزها نیاز به زمان هست ، نه کلمات.. Chungking Express 1994 | Wong Kar-wai
مسئله ی مرگ و زندگی (1)
هرگز نمیتوانی بفهمی که واقعا چقدر به چیزی اعتقاد داری تا زمانی که درست و غلط بودنش مسئله ی مرگ و زندگی بشود . اینکه باور داشته باشی یک طناب سفت و محکم است کار آسانی ست . تا وقتی که از آن فقط برای بستن یک جعبه استفاده میکنی.. ولی فرض کن که مجبور بشوی
زندگی را مثلِ خاکسترِ سیگار تکاندن..
ساعتهای زیادی از پنجره به بیرون نگاه کردن، اگر پنجرهای نیست به دیوار زل زدن، قدم زدن، مردم را زیر نظر گرفتن، بسیار سیگار دود کردن، در حد مرگ قهوه و چای نوشیدن، نظربازی کردن، به خدایان مرده متوسل شدن، توی کتابها گشتن، در کتابفروشیهای کر و کثیف کت
حتی دیگر نمیدانست دلش به راستی چه میخواهد..
از بالا و پایین رفتن و پلکیدن میان شاخه ها خسته شده بود . دیگر هیچ چیز خشنودش نمیکرد . نه شکار ، نه عشق های گذرا و نه کتاب . حتی دیگر نمیدانست دلش به راستی چه میخواهد .. +بارون درختنشین | ایتالو کالوینو | بازگردان مهدی سحابی | انتشارات نگاه
نشانه ها
هر تب و تابی، از نیاز ژرف تری خبر می دهد که برآورده نشده است، نشانه ی کمبودی است. نیاز کوزیمو به داستان گویی نیز نشان می داد که او چیز دیگری را جستجو می کند. هنوز عشق را نمی شناخت. بی شناخت عشق تجربه های دیگر به چه کار می آید؟ بدون شناختن مزه ی زندگ
سندرم پاهای بی قرار
غیرقابل تحمل ترین چیز برای من در دنیا نگاه کردن به تیک های عصبی دیگرانه..یعنی زمانی که متوجه تیک آزاردهنده ای در کسی بشم اون رابطه برای من تموم شده به حساب میاد.. حتی با وجود اینکه میدونم این چیزها خیلی دست خود آدم نیست ( هرچند باید بهش آگاه بود و ه
همبستگی
می دانست که همبستگی و سازمانیابی انسان را نیرومند می کند، توانایی و استعداد هر کس را شکوفا می سازد، و شادی و شوری را به وجود می آورد که در زندگی تکروانه به ندرت حس می شود. شادی پی بردن به این نکته که مردمان بسیاری هستند که همه خوب و درستکار و کارآمد