در مورد یادگیری (3) - یادگیری واقعی در مواجهه با تضاد و تناقض روی میدهد! - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 18:59
دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۲ ق.ظ میزان یادگیری ما، نه به نمره و مدرک و نه به ساعت و میزان هزینه و نه به تعداد صفحات یا کتاب هایی که خوانده ایم، بلکه به تعداد دفعاتی ست که در هنگام یادگیری با تضاد و تناقض رو به رو شده ایم.در واقع میزان یادگیری ما به اندازه دفعاتی ست که با مطلب جدیدی آشنا شدیم که با
و همه ی داستان همینه.. - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 18:59
[unable to retrieve full-text content] وقتی قلب خون رو به سمت خودش برمیگردونه.. میتونه مغز رو فلج کنه. The heart can choke the mind when all its blood flows back unto itself. +House.of.Cards S02E11
تنهایی وجود دارد و غیرقابل انکار است - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 18:59
احساس تنهایی در بعضی از ما بارزتر است. فکر میکنم احمد هم احساس تنهایی میکرد. هرکس چیزهایی مخصوص به خود دارد. حوزه شخصی و خصوصی قاطی هیچ زناشویی نمیشود. تنهایی وجود دارد و غیرقابل انکار است، حتی در تنگترین روابط. دوست داری کسی شریک آن چیزهایی نباشد که برای خودت داری و او هم برای خودش دارد. فکر
بِبُر یا بی غر زدن ادامه بده.. - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 18:59
باید یاد بگیریم که زندگی همین است. با غرزدن و گلایه مشکلی حل نمیشود پس اگر راضی نیستی زندگی را بِبُر! در غیر این صورت بی غر زدن ادامه بده... وگرنه همه چیز بدتر میشود... ما غالباً دوست داریم هر چیزی را کش بدهیم. دو نفر یا میتوانند با هم زندگی کنند یا نمیتوانند. +آیدای شاملو
وفادار ماندن به خود - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 18:59
- در آن سالها زن دیگری در زندگی شاملو نبود، در سالهای زناشویی؟ زیبایی و انسانیت در قالب یک دوست زن و... شاملو به تو وفادار ماند؟آیدا باز سکوت میکند. از سکوتش خجالت میکشم برای خودم. به رویایم قبل از ورود به خانه آیدا و شاملو میپردازم...آیدا: پرسش عجیب و غریبی کردی. وفاداری همیشه مساله بوده، از
مستنثی نبودم.. - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 2:26
این دختر کارها را بر انسان آسان نمیکرد. چون میدانید ناگهان چه کرد؟ شاید در نگاهم چیزی خوانده بود - مشکل بود که او را با نگاه دنبال نکرد..به هر صورت به من لبخند زد-عجیب آنکه قسم میخورم، چشمهایش پر از اشک بود-لبخند زد، کمربند پیراهن حوله ایش را گشود. بعد لای آن را باز کرد و گفت:"میل دارید؟" آنجا دست
عبور.. - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:01
شاید اونهایی که داشتن پدری دیکتاتور و سلطه جو با کهن الگو پوزیدون رو تجربه کرده باشن خیلی بهتر فیلم fences رو بفهمن. پدری که دنیا رو از نگاه تجربه هاش میبینه و نه اون چیزی که در لحظه در حال اتفاق افتادنه. پدری که در دوران کودکی حس خوبی ازxa0 حضورش در خونه نداشتی، نوجوونی رو با ترس و جوونی رو با حسی
درکِ دردناکِ دیگری.. - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 21:01
u200fدر یکی از انسانیترین صحنههای فیلم تحسین شده ی Manchester by the Sea، زن به همسر سابقاش میگوید: «نباید آن حرفها را به تو میزدم. دلم شکسته بود و همیشه شکسته خواهد ماند. اما خب دل تو هم شکسته بود.» درکِ دردناکِ دیگری زمان میبرد. باید ماشین را پارک کنی، خاموش کنی، پیاده شوی، و مثل عابری ساده ر
فقط مطمئن شو که باهات درست رفتار میشه.. - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 21:28
[کوری به پدرش ] +چطور میتونی هیچ وقت منو دوست نداشته باشی؟ -دوستت داشته باشم؟ کی گفته من باید تو رو دوست داشته باشم؟ کدوم قانون میگه من باید از تو خوشم بیاد ؟میخوای جلوی صورت من بایستی و همچین سوال های احمقانه ای بپرسی؟ و در مورد این حرف بزنی که من باید از کسی خوشم بیاد؟ وقتی باهات حرف میزنم بیا ای
بی احترامی به پدرت تو رو مرد نمیکنه.. - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 21:28
+من به تشییع جنازه پدر نمیام..-مراقب حرف زدنت باش پسر..اون پدرته که داری در موردش حرف میزنی. من نمیخوام امروز صبح اینطوری حرف بزنی. من تو رو بزرگت نکردم که اینطوری بشی. تو اونجا سلامت ایستادی..بزرگ شدی و داری میگی به تشییع جنازه پدرت نمیری ؟+مامان گوش کن..-من نمیخوام اینو بشنوم کوری..فقط این فکر رو
سوگواری آنلاین - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:33
چند روز پیش یکی از نویسندگان و معلمان داستانویسی فوت کرد. وقتی به پست های کسانیکه به عنوان دوست و شاگرد باهاش در ارتباط بودند نگاه میکردم از خودم میپرسیدم میشه آدم واقعاً واقعاً از مرگ کسی ناراحت و متاثر باشه و هنوز زمان زیادی نگذشته به بروز رسانی شبکه های اجتماعیش فکر کنه؟ قصدم تحلیل رفتار اون آدم ...
بیچاره فروماندم پیش لب ضحاکت.. - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:33
ای کسوت زیبایی بر قامت چالاکت ، زیبا نتواند دید الا نظر پاکت!گر منزلتی دارم بر خاک درت میرم ، باشد که گذر باشد یک روز بر آن خاکتدانم که سرم روزی در پای تو خواهد شد ، هم در تو گریزندم دست من و فتراکتای چشم خرد حیران در منظر مطبوعت ، وی دست نظر کوتاه از دامن ادراکتگفتم که نیاویزم با مار سر زلفت ، بی
حیف ما نیست؟ - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:33
بیشتر از چهارراههای شلوغ و رانندههای بی احتیاط، بیشتر از مرغهای آلوده و پشههای سفیدِ بیمار، بیشتر از دستاندازهای جادههای خشکِ غربی، بیشتر از خطر گروهکهای تروریستی گوشه و کنارِ جهان، بیشتر از غذاهای پرچرب و خامههای شیرین، باید از آدم هایی که جایشان در زندگی من نیست دوری کنم. بیشتر از همه این
حتی احتمال شنیدن جواب رد - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 5:42
البته مسلما بستگی به معقول بودن یا نبودن خواسته ی آدم داره ...!!! ولی نکن اینکارو بنظرم ... پندواندرز طور :دیxa0 شجاعت خواستن ِِ خواستت رو داشته باش ... شاید اون آدم هم یکی مثل من بود که شجاعت آدما از همه چی براش مهمتره... اتفاقی نمیفته که ...به خواستت نرسی هم حداقل ش اینه که تلاشتو کردی بیان کردی ....
چیزی که واقعاً اهمیت داره - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 5:42
گیر و سمج بودنو دوست ندارم. به نظرم هیچ چیز و هیچ کس ارزش به آب زدنو نداره چه برسه به آتیش. حتی خیلی چیزها ارزش اینو ندارن که دوبار براشون یه درخواست ساده بدی.. با پیشفرض سلامتی، تنها چیزی که واقعاً اهمیت داره، پوله. ابزار رسیدن به اکثر لذت ها. البته پول هم زمانی با ارزشه که با زمان به طور کامل تا
سرنوشت - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 4:04
اینکه تمامی داده ها و تجربه های هفت سال اول زندگی زیربنای هفتاد درصد شخصیت و به تبع انتخاب های آینده ات میشوند به معنی وجود سرنوشت نیست؟ چون حقیقتاً حتی گوشه ای از هفت سال اول زندگی را خودمان انتخاب نمیکنیم...
میخواستم دخترم قدر زندگی اش را بداند.. - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 4:04
پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ق.ظ آیشولپن دخترکی است ۱۳ساله، از خانوادهای قزاق که از عشایر ساکن مغولستاناند. مردان خانواده نسلاندرنسل در کار شکار و تربیت عقاب بودند. سنتی مردانه و مهم در این جغرافیا که هفت خوان رستم است. از شکار بچه عقاب در صعبالعبور کوهستانها شروع میشود و تا زمانی که عقاب نت
همزیستی با سکوت.. - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 4:04
انسانی که با سکوت نزیسته استچگونه خواهد توانستعشق مرا حس کند؟ کسی که با چشمانش باد را نبیندچگونه می تواندکوچم را درک کند؟ آن کس که به صدای سنگ گوش نسپردهچگونه می تواندصدایم را بشنود؟ و آن کس که در ظلمت نزیستهچگونه به تنهاییام ایمان می آورد ؟{ شیرکو بیکس } +{Dalida - Love In Portofino}
حسن اخلاق از خردمندان توان کردن طلب - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 4:04
از آدمای مبادی آداب خوشم میاد. اونایی که مودب بودن، چه ادب کلامی و چه رفتاری، انتخاب همیشگی و جزیی از شخصیتشونه نه سیاست و موضعشون در موقعیت های مشخص.میشه بهشون اعتماد کرد چون آدمای یک رنگ، متوجه و باشخصیتی هستن..اینروزا خیلی کم میشه پیداشون کرد ولی اگه یافتید حسابی قدرشونو بدونید.راستی مودب بودن
like this - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 15:51
عرضه بده به پیش او جان مرا که همچنین { مولانا } “Like This”xa0 If anyone asks you how the perfect satisfaction of all our sexual wanting will look, lift your face and say, Like this.xa0 When someone mentions the gracefulness of thexa0nightsky, climb up on the roof and dance and say, Like this. If an...