
«در واقع، اشتباه است که مرگ را پیشِ رویمان بدانیم: بخش عمدهای از مرگ قبلاً رخ داده است. سالهای پشتِ سرمان {اکنون} در چنگِ مرگند.»-- سِنکا۱. این روزها بیشتر از همیشه به معنای زندگی فکر میکنم، اینکه...
ادامه مطلب
در همه چیز مخاطب خاص و عام وجود دارد. الخصوص سینما. عام یا عوام بودن درباره هنر را من به اشخاصی میگویم که ذوق و فهم شان تربیت نشده. این افراد ترجیح می دهند پیام و محتوای فیلم و حتی شوخیها، کاملا م...
ادامه مطلب
چیزی که میخوام بگم یه اتفاق خاص نیست که کسی اونوندیده باشه ولی شاید با یه نمونه بهتر بشه بهش پرداخت. اون مثال ملموس رو میخوام از فصل اول سریال True Detective بزنم.برای اونهایی که ندیدن خلاصه ماجرا...
ادامه مطلب
دلم میخواهد حرف بزنم یا بنویسم، اما تا شروع میکنم حوصله خودش را خیزکشان و شیرجهزنان از طبقهی پنجمام به بیرون پرت میکند. مشکل از کجاست؟ شرایط زندگیام؟ تصورم از خودم؟ تکراری دانستن محتوا یا شیو...
ادامه مطلب
یکی برای یافتن خویش و دیگری برای گم کردن خویش رو به همسایه میآورد. عشقِ بد تو به خودت، تو را در انزوا و تنهایی زندانی میکند. (نیچه) + انسان در جستجوی خویشتن, | رولو می | سید مهدی ثریا | ۳۲۰ص [ کی...
ادامه مطلب
+ چرا میخواهید با فیلمهایتان مردم را آزار دهید؟ - برونو دومون: چون مردم در راه و روشهای خود خیلی معین شدهاند و به خواب رفتهاند. آنها باید بیدار شوند. آنچه من انتظار دارم، انتظارِم از یک فیلم، یک کتاب، یک نقاشی یا هر اثر هنری دیگر این است که بیدارکننده باشد. شما نمیتوانید بگویید انسان هستید مگر این که مدام به خود یادآوری کنید که کارهای زیادی هست که باید به عنوانِ یک انسان انجام دهید. شما باید بیدار باشید. ...
ادامه مطلب
هر گونه تأملی بر سفر منوط به احتمالا چهار نوع بررسی است، یکی نزد فیتزجرالد، دیگری نزد توینبی، سومی نزد بکت، و نهایتا آخری نزد پروست. اولی ذکر میکند که سفر، حتی به جزایرِ ناشناخته و طبیعتِ پرت و خار...
ادامه مطلب
با اینکه همیشه سعی کردم نسبت به خودم تحلیلگر باشم ولی باز هم خیلیوقتها منشا بعضی از احساساتمو درک نمیکنم. البته گاهی خوندن بعضی از کتابها راهگشاست. (میتونیم خودمون رو در یادداشتهای نویسندهها...
ادامه مطلب
چقدر خواندن از سامرست موآم لذتبخش است. وسط حرفهای جدی چنان طنزی چاشنی توصیفها میکند که نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم از خنده. حیف که نمیشود لذت را قطعه قطعه کرد و گذاشت اینجا. یا هرجای دیگر. ...
ادامه مطلب
تیتر مطلب، عنوان یکی از شمارههای خوب پادکست پرگاره که توصیه میکنم مسئله اخلاقیش رو پیش از آغاز زندگی مشترکتون در نظر داشته باشید. فایل تصویری این پادکست رو میتونید در یوتیوب تماشا کنید، فایل ...
ادامه مطلب
کسانی هستند که به طور جدی، عهد و پیمان دائمی در ازدواج یا مناسبات عاشقانه و روابط عاطفی را بنابر دلائلی امری ناشدنی و در نتیجه امری غیر اخلاقی می دانند. استدلال اصلی آنها این است که در تلقی رایج از ا...
ادامه مطلب
نشسته اند و نگاه و می کنند. هیچ نمی کنند. بیست سی ساله اند. نشسته اند و نگاه می کنند. به چه نگاه می کنند؟ به هیچ نگاه می کنند. به چه گوش می دهند؟ به هیچ گوش می دهند. حرف که می زنند و هیچ نمی کنند،...
ادامه مطلب
دارم رمان مهمانی خداحافظی میلان کوندرا را میخوانم. بخش نخست کتاب به رویارویی کلیما، نوازنده مشهور و جذاب ترومپت و همسر زیبا و بیمارش میگذرد. داستان به این نحو میگذرد که چطور کلیما گهگداری با زنها...
ادامه مطلب
آدمهای ساده به شکل واضح و ناشیانهای از خود تعریف میکنند، به صورت مستقیم یا با آوردن نقل قولی ساختگی یا واقعی از دیگران,. آدمهایی که گمان زرنگ بودن میبرند در قالب تعریف یک قصه یا ماجرا به تشریح ه...
ادامه مطلب
پرستو فروهر نقل میکند که پدرش را در اتاق مطالعه، روی صندلی نشانده، صندلی را رو به قبله چرخانده و به قتل رساندهاند. قتلِ داریوش فروهر شاید نمادینترین قتل سیاسی معاصر باشد: کشتنِ مخالفِ سیاسی با ک...
ادامه مطلب
سعی کرد توضیح بدهد که آنها چطور کلمات عشق را مصرف میکنند و آنقدر تکراری و تهی اش میکنند که وقتی کسی از عشق حرف میزند همه فکر میکنند یا نشئه است یا مست. آناتومی افسردگی / محمد طلوعی / 286 ص...
ادامه مطلب
اگر تا به حال وبلاگ نداشته اید شاید از شنیدن این حرف تعجب کنید اما در وبلاگ نویسی دو چیز حتی سخت تر از تولید محتواست: 1.انتخاب عنوان مناسب برای یک نوشته 2.جواب دادن به کامنت ها! برای انتخاب عنوان یک پست وبلاگ نویس ها راه های متفاوتی در پیش میگیرند. بعضی ها چکیده، قسمت برگزیده یا جمله طلایی نوشته را قرار میدهند، عده ای یک تکه شعر مرتبط یا حتی نامرتبط را انتخ...
ادامه مطلب
رمی، بیتابیی، تغییر رنگی،گردش حالی فسردی بیخبر، جهدی که شاید واکنی بالی به رنگ غنچه نتوان عافیت مغرور گردیدن پریشانی بود تفصیل هر جمعیت اجمالی بغیر از نفی هستی محرم اثبات نتوان شد همان پرواز رنگت بسته بر آیینه تمثالی حصول آب و رنگ امتیاز آسان نمیباشد بسوز و داغ شو تا بر رخ هستی نهی خالی من از سود و زبان آگه نیام لیک ا...
ادامه مطلب
مرا به رقص می آورد و به من میشنواند کلماتی که مانندشان کلماتی نیست میگیردم از زیر کتفهایم و تا نشستِ ابرها مرا به پرواز در می آورد. باران سیاه در چشمانم میبارد؛ رگبار، چه رگباری...با خود میبردم، میبردم تا عصر ایوانهای پُر گلو من در دستانش کودکیام، پری هستم که نسیم میبرد. برایم هفت ماه میآورد و سبدی از غزلهدیهاش خورشید، هدیهاش تابستان و گروه پر...
ادامه مطلب