خرید بک لینک


شرزین: آه، شیخ ریشِ ریا درآمده. روزگاری سخن از خرد گفتم، دندانم شکستید، و امروز در پی لقمهای قلم میتراشم، میشکنید. چه بنایی میخواستم برآورم در این ویرانه، و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نتوانم، و هر دم در ظلماتِ خندقی یا چاهی فرو میافتم؛ و از درد، اندیشه فراموش کردهام.
دندانم کندند تا نگویم، و چشمم تا نبینم، اما پا را وانهادهاند که ترک وطن کنم. یعنی که در این شهر جای خرد نیست.

+طومار شیخ شرزین | بهرام بیضایی

برچسب: نویسنده: سارا حسینیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:58

صفحه بندی