DogVille

متن مرتبط با «عجیب ترین ها» در سایت DogVille نوشته شده است

تکرار ِ تکرارها

  • نیلوبلاگ

    یکی از چیزهایی هم که دربارهی ما آدمها جالب نیست همین پذیرفتن خود است. اینکه تقریبا تا ۲۵ سالگی تصمیمان را میگیریم. دین و آیین و سمت و سوی زندگیمان را انتخاب میکنیم، شریک زندگی و شغل و درآمدمان را...

    ادامه مطلب
  • طلاقم بده به خاطر گربه ها....

  • نیلوبلاگ

    + وقت تماشا کردنش به بازسازیش فکر میکردم. این فکر میتونه دو معنی داشته باشه: 1. اونقدر ایده جذابه که تو رو به از نو ساختنش ترغیب میکنه. و 2. اینکه پرداخت اونقدر کامل نیست که ارضا بشی. انگا...

    ادامه مطلب
  • زیربنای ناراحتیها

  • نیلوبلاگ

    در زمان ما، مانند هر زمان دیگر، ناراحتیهایی که مردم از آن سخن میگویند ناشادبودن، عدم توانایی تصمیم درباره ازدواج و جدایی یا انتخاب شغل است. همینطور یاس عمومی در پیدا کردن معنایی برای زندگی و مسائل...

    ادامه مطلب
  • من، مجموعه آیینههایی هستم که انتظارات دیگران از من را نشان میدهد...

  • نیلوبلاگ

    تجربههای حرفهای من گواه بر این هستند که اساسیترین مشکل مردم در نیمه سده بیستم، تهی بودن آنها است. ممکن است تعجبآور به نظر برسد. اما تعمق در شکایتهای مردم از نداشتن استقلال فکر و ناتوانیشان به...

    ادامه مطلب
  • سنگها

  • نیلوبلاگ

    چقدر جالبه که تا به چیزی امیدوار میشی سنگی پرتاب میشه و تمام کاسه کوزههات رو میشکنه. تو اون تکههای شکسته رو برمیداری و باهاشون لبها و صورتت رو زخمی میکنی، اما به هیچ رگی نزدیک نمیشی. ...

    ادامه مطلب
  • سندروم مونشهاوزن

  • نیلوبلاگ

    u202b- سندروم "مونشهاوزن با وکالت" یه بیماری روانی بزرگسالانه.u202bمونشهاوزن یعنی وقتی به خودت صدمه میزنی تا جلب توجه کنی. خودت رو مریض جلوه میدی، تا همه آماده باش درخدمتت باشن. از طرف دیگه، مونشهاوزن باوکال...

    ادامه مطلب
  • پرش با نیزه از روی ارزشها و کلیشهها

  • نیلوبلاگ

    گاهی از خودم میپرسم انجام کاری مثل صخرهنوردی چه معنایی داره؟ اصلا چه فایدهای داره برای کسی؟ یا فوتبال رو نگاه کنید. تمامش بیهوده نیست؟ گیریم که یه صنعت مولد هم باشه چیزی از بیمعنایی هسته مرکزیش ...

    ادامه مطلب
  • تحلیل آرزوها

  • نیلوبلاگ

    یکی از شبکهها داشت فیلم اسپانیایی Fermat's Room رو نشون میداد که یه جا یه دیالوگ خیلی خوب داشت. یکیشون میگه: وقتی از مردم میپرسن بزرگترین آرزوتون چیه یا میگن پرواز، یا نامرئیشدن، ازین چیزها. کسی ...

    ادامه مطلب
  • شخصیت یخزدهاش...

  • نیلوبلاگ

    چرا اصرار داشت گاهی به من تلفن کند؟ چون در زندگی پرماجرایش از جمله چیزهای نادر باثبات بودم، احمق وفادار و عاشقی که همیشه آنجا بود و انتظار تلفنش را میکشید تا به او چیزهایی بگوید که مدتی بود حقیقت نداشت: اینکه او هنوز جوان، زیبا، دوست داشتنی و دلرباست. +دختری از پرو | ماریو بارگاس یوسا | خجسته کیهان | 352 ص ...

    ادامه مطلب
  • از بیمها پناهی جُستم...

  • نیلوبلاگ

    در خودبه جست وجویی پیگیرهمت نهاده ام در خود به کاوشمدر خودستمگرانه... من چاه میکنممن نقب میزنم من حفر میکنم. { احمد شاملو } ...

    ادامه مطلب
  • پنهان

  • نیلوبلاگ

    ستارگان، فریبی خوشایند اندکه تنهابر محدوده ی کوچک چشم ابلهان میدرخشند.پس توای تاریکی بزرگ!چه بسیار بخشنده ای....{ یاسر اسلامی نوکنده } ...

    ادامه مطلب
  • قالبهای کهنه

  • نیلوبلاگ

    تو برای این رودخانهی خشک شده دو ماهیِ قرمز آوردی تو برای این علفِ غمگین که میان دره و کوهستان بود نامی انتخاب کردی... هر بار نگاهت میکنم، غم را در دلم مثل تاقههای پارچه روی هم میچینند و ه...

    ادامه مطلب
  • در نهایت انسان مغلوب تحسین دیگران است

  • نیلوبلاگ

    آدمهای ساده به شکل واضح و ناشیانهای از خود تعریف میکنند، به صورت مستقیم یا با آوردن نقل قولی ساختگی یا واقعی از دیگران,. آدمهایی که گمان زرنگ بودن میبرند در قالب تعریف یک قصه یا ماجرا به تشریح ه...

    ادامه مطلب
  • چو مضمون بلند افتادهام در خاطر لالی...

  • نیلوبلاگ

    رمی، بیتابیی، تغییر رنگی،گردش حالی فسردی بیخبر، جهدی که شاید واکنی بالی به رنگ غنچه نتوان عافیت مغرور گردیدن پریشانی بود تفصیل هر جمعیت اجمالی بغیر از نفی هستی محرم اثبات نتوان شد همان پرواز رنگت بسته بر آیینه تمثالی حصول آب و رنگ امتیاز آسان نمیباشد بسوز و داغ شو تا بر رخ هستی نهی خالی من از سود و زبان آگه نیام لیک ا...

    ادامه مطلب
  • چو دل در عشق بستم ز خود خود را رها کردم..

  • نیلوبلاگ

    لبش درمان جان شد چشمش اسرار محبت گفتز روی یار تحصیل اشارات و شفا کردم...{ فیض کاشانی } ...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتم همه ی زبان ها را بلد بودم..

  • نیلوبلاگ

    تو را به زبان اسپانیایی دوست دارمدر هوس دیوانه وار رقص فلامینکودر عطش وحشی رقص تانگوتو را به زبان یونانی دوست دارمغمناک ، ظریف و زیبادر نقش و نگار لباس های رقص سیرتاکیدر تکان آرام شانه هاتو را به زبان ایتالیایی دوست دارمدر اُپرای «عروسی فیگارو» موتسارتدر اُپرای «کارمن» بیزهدر اُپرای «آیدای» وِردیتو را به زبان ترکی دوست دارمدر رقص جنگی و یاللیدر رقص تأثر برانگیز واغزالیتو را به هر زبانی دوست دارمدر هر نُت موسیقیدر هر سطری که می نویسمدر هر ترانه ی شور انگیزدر هر ریتم غمناکآیا عشق را زبانی هست؟آیا عشق ، کوره راه و راهی دارد؟تو را به هر زبانی دوست دارمدر هفت نُتی که می دانمدر هفت رنگی که می شناسمتو را در آسمان وُ زمین دوست دارمتو را به همه ی زبان هادر همه ی خانه و راه هاتو را در درونمدوست دارم...

    ادامه مطلب
  • چهار تجربه وجودی

  • نیلوبلاگ

    در روانشناسی وجودی چهار تجربه است که آگاهی برای آنکه زندگی اصیل بیابد، لازم است نسبتش را با آنها پیدا کند؛ «تنهایی، پوچی، مرگ و آزادی» تنهایی وجودی اما "تنها ماندن" نیستطرد شدن نیستبا خود بودن است."تنها بودن" است پوچی وجودی بی معنایی نیستنامعنایی استیعنی نیاز به معنا کردن بودن نیست. مواجهه با مرگ نه مرگ خواهی و نه "مرگ اندیشی" و اشتغال ذهنی به مرگ است."مرگ آگاهی" است. فهم مرگ چونان زمینه زندگی است. و سرانجام برآمد همه این تجربه ها، آزادی است. آزادی، مجبور نبودن برای در بند یا رها بودن است نه الزام به الزام نداشتن.درجه آزادی به میزان داشتن امکانها نیست به میزان تحقق امکانها و ساختن شادی است. +دکتر فرزاد گلی +بی اندازه برام جالب بود وقتی با این متن مواجه شدم. چون در دوسال گذشته به شکل و...

    ادامه مطلب
  • همش همینهاست..

  • نیلوبلاگ

    حرفی نمیزدم. با اینکه میدانستم این شکل از سکوت هم تکراری شده است. بدون اینکه مخاطب خاصی داشته باشد گفت 'موقعیت تازه ای وجود ندارد. حالا هرچه بگوییم تکراری ست' برگشتم و نگاهش کردم. رو به روی فواره های خاموش نشسته بود و کافکا میخواند. سرم را که پایین انداختم شروع به توصیفم کرد: "نگاهت به همه چیز کوتاه اما مسلط است. تو همه چیز را قبل از اتفاق افتادنش تجربه کرده ای."او گفته بود یا..اگر بلند نشده بودم همینها را میگفت. ...

    ادامه مطلب
  • شناخت آدمها در معرکه ی بازی..

  • نیلوبلاگ

    امروز فرصت ما برای شناخت دیگران کمتر از گذشته است. آدم ها محتاط تر شده اند و هر روز ماهرانه تر نقاب هایشان روی چهره میگذارند.اما هنوز هم معدود روزنه هایی وجود دارند که میتوانیم از میان آنها به تماشای نمایی از شخصیت انسانها بنشینیم. این فرصت برای من ا...

    ادامه مطلب
  • درهایی که نکوبیده ام..

  • نیلوبلاگ

    سکوت کردمخندید و گفت:به یاد ندارد.راه هایی را که پیموده استدرهایی را که کوبیده استعشق هایی را که آزموده است.سکوت کردمگریست و گفت:یه یاد دارد هنوز..راه هایی را که نپیموده استدرهایی را که نکوبیده استعشق هایی را که نیازموده است.. { واهه آرمن }...

    ادامه مطلب