
جایی که زندگی میکنم یک دشمن بزرگ دارم که برای من شکل مجسم تمام مشکلات و معضلات و بدبختیهاییست که در زندگیام تجربه میکنم. با وجود تمام نفرتی که از او در همه این ماهها داشتهام و خواهم داشت، ا...
ادامه مطلب
اتاق من همیشه سرد بوده. آخر وقتی احساس سرما میکنم، هیچوقت لباس گرمتری نمیپوشم یا بخاری را بیشتر نمیکنم. فقط صبر میکنم. صبر میکنم تا به سرما عادت کنم.وقتی ندانسته، جسم داغی را بلند میکنم و دس...
ادامه مطلب
تجربههای حرفهای من گواه بر این هستند که اساسیترین مشکل مردم در نیمه سده بیستم، تهی بودن آنها است. ممکن است تعجبآور به نظر برسد. اما تعمق در شکایتهای مردم از نداشتن استقلال فکر و ناتوانیشان به...
ادامه مطلب
داشتم فکر میکردم من آدم بدذاتی نیستم. شاید یکم مغرور و خود بزرگبین و منفعتطلب و سودجو و بدجنس و لجوج و کینهای و بیمزه باشم. ولی خب اینها همه اقتضای سنمه. ...
ادامه مطلب
چقدر خواندن از سامرست موآم لذتبخش است. وسط حرفهای جدی چنان طنزی چاشنی توصیفها میکند که نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم از خنده. حیف که نمیشود لذت را قطعه قطعه کرد و گذاشت اینجا. یا هرجای دیگر. ...
ادامه مطلب
خیلی جالبه وقتی میبینم کسی از خودش بزرگی غیرمنتظرهای به خرج میده. و بعدش...نمیتونه. میبینم که نمیتونه زیر اون بار باشه. برای اون خوبی/ بزرگواری/ حرکت بالغانه یا فداکاری ساخته نشده. پا پس میکشه. ...
ادامه مطلب
از نظر من مهمترین مسئله در مورد کتاب خوندن تاثیر مشهودیه که روی شخصیت ما میگذاره. البته منظور من تاثیر پذیرفتن به هر شکل و از هر کتابی نیست. ایده آل ترین شکل شاید این باشه که کتاب ابزاری در اختیارمون قرار بده که به وسیله ای اون ها، خودمون چیزی به خودمون اضافه کنیم یا شروع به کنده کاری روی شخصیتمون کنیم. وقتی کتابی رو میخونیم، وقتی حتی یک صفحه از کتابی رو میخونیم باید با کسی که اون یک صفحه رو نخونده تفاوتی پیدا کنیم. یعنی به واسطه خوندن همون یک صفحه گفتار، رفتار یا ذهنیتمون تغییری کرده باشه..وگرنه خوندنش فایده چندانی نداشته. (البته یک شکل تاثیر هم پس از خوندن تمام صفحات، کنار هم قرار گرفتن تمام تکه های پازل و فهمیدن کلیت به وجود میاد) آدمهایی رو دیدم که در طول سال ها کتاب های نسبتاً زیادی ...
ادامه مطلب
دردهای من جامه نیستندتا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستندتا به رشتهی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورمدردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی استدردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشانمردمی که رنگ روی آستینشانمردمی که نامهایشانجلد کهنهی شناسنامههایشاندرد میکندمن ولی تمام استخوان بودنملحظههای سادهی سرودنمدرد میکندانحنای روح منشانههای خستهی غرور منتکیهگاه بیپناهی دلم شکسته استکتف گریههای بیبهانهامبازوان حس شاعرانهامزخم خورده استدردهای پوستی کجا؟درد دوستی کجا؟این سماجت عجیبپافشاری شگفت دردهاستدردهای آشنادردهای بومی غریبدردهای خانگیدردهای کهنهی لجوجاولین قلمحرف حرف درد رادر دلم نوشته است دست سرنوشتخون درد را با گلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش ...
ادامه مطلب
آدمها شکل و شمایل و قد و قامت مختلفی دارند و مسلم این که هر آدمی منحصر به فرد است. اما احتمالا با ما همعقیدهاید که برخی آدمها در مقایسه با دیگران، شباهت بیشتری به هم دارند. در صورتی که شخصیت مادرزادی و فطری یا نقشهی ژنتیکی فرد را درک کنید، که معرف خصایص روانشناختی بنیادی اوست، متوجه میشوید رفتاری که تصادفی و اتفاقی به نظر میرسد، در واقع، کاملا قابل درک و حتی اغلب قابل پیشبینی است. و شخصیت فرد، بهترین و قابل اعتمادترین پیشگوی رفتار اوست.عوامل بسیار زیادی بر رفتار تاثیر میگذارند: ژنها، تربیت، استعدادها و تواناییهای ذاتی، پیشینهی فرهنگی، دورهی زمانی و محل وقوع رفتار و نیز ویژگیهای یک موقعیت خاص. انسانها مخزن عظیمی از رفتارها را در اختیار دارند. رفتار همهی ما حین یک مصاحبهی شغل...
ادامه مطلب
من یک تربیت فرهنگی رادیکال دارم؛ به من آموختهاند جلوی هر چیزی یک علامت سوال بگذارم. این زیر سوال بردن همه چیز، پایه و اساس سینمای مرا تشکیل میدهد.+لارس فون تریه ...
ادامه مطلب
به تو که نگاه میکنم احساس میکنم تمام زخم هایم دارند خوب میشوند.. { مورات منتش } +{Ebi - Ba to}...
ادامه مطلب
غم انگیز است اگر نیم دیگر زندگی را برایت تعریف کنم آنکه آلبوم تمبر دارد نامه ای نمی فرستد برای محبوبش.. آنکه عاشق داستانهای جنایی ست کارمندی بازنشسته و شهروندی آرام است که هیچگاه تفنگی را به دریا پرتاب نکرده است.. آنکس که همیشه به ایستگاه قطار میرود تنها چمدانی را از خانه بیرون می آورد و هرشب به خانه برمیگرداند.. آنکه آزادی را فریاد میزند راننده ای است که گروه 5 نفره اش را در تاکسی تشکیل میدهد آ...
ادامه مطلب
چند زوج از هم جدا میشوند، اگر تنها قادر باشند به گوشی های هم نگاه کنند؟ هفت دوست قدیمی برای مهمانی شام دور هم جمع میشوند. آنها وارد بازی خطرناکی میشوند وقتی تصمیم میگیرند برای دو ساعت محتوای همه پیامهای متنی، ایمیلها و مکالماتشان را جلوی جمع دریافت کنند. فیلم درعین جذابیت داستانی، به پیچیدگیهای ارتباطی که تکنولوژی ممکن ساخته میپردازد و.. +هربار خواستی ازدواج کنی این فیلمو نگاه کن :))...
ادامه مطلب
منم همون اوایل مرداد یه لیست درست کردم ، تا یه جاهاییش هم تونستم پیش برم و خوب بود واقعا ولی همونطور که گفتید کمبود وقت اجازه نداد تموم کنم خیلیهاشو خیلی خوبه اینجوری ، این برنامه ریزی واقعا جواب میده امتحاناتم که تموم شد هفته ی دیگه برای شهریور هم برنامه رو میریزم. باعث میشه منظم تر بشم بدونم دارم چکار میکنم. ممنون ...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
دلیلیت یک دلیل امری نسبی است و نمیu200fشود بگویند که این دلیل صدرای شیرازی را قانع کرده است، تو با این عقل کلّه گنجشکی چه میu200fگویی؟نباید فکر کرد که اگر دلیلی ابن سینا را قانع کرد مرا هم باید قانع کند، و اگر مرا قانع نکرد حتماً ذهن من یک خللی دارد یا حتماً مغز من خوب کار نمیu200fکند؛ بلکه ممکن است چیزی برای ...
ادامه مطلب
خب همیشه هم اینگونه نیست. تنها در حالتی که انتقال پذیری به صورت یک روال اقناعی و مستقیم و استدلالی باشد، داشتن خصلت وجاهت در آن ضروری ست. و خصلت صدق تقریبا کمتری دخالت را برای اقناع شدن دارد. اما انتقال پذیری حتا می تواند از باورهای غیرقابل توجیه را هم شامل شود، مثال جالبش باور به وجود جهان خارج از ...
ادامه مطلب
این ماه آثاری از Krzysztof Kieślowski تماشا میکنم یا همون کریشتوف کیشلوفسکی خودمون :) Mike Nichols و اصغر فرهادی سریال Dekalog (10فرمان) رو میبینم فصل 4 House of Cards فصل اول South Park و فصل هفتم Friends به آلبوم های Radiohead گوش میدم Olafur Aalds BBC Radio 2: Your Hundred...
ادامه مطلب
پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ب.ظ پیوند ِ جان جدا شدنی نیست ماه من تن نیستی که جان دهم و وارهانمت.. { شهریار } +لبخند کن معاوضه با جان شهریار تا من به شوق این دهم و "آن" ستانمت.. ۵ ۰ پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ب.ظ Mohammad Mahdi Aghasi ...
ادامه مطلب
برخی میگویند اگر پرسشهای فلسفی مطرح بشود، زندگی غیرممکن میشود. مانند اینکه جمعی مشغول جابجا کردن باری باشند، اگر این پرسش مطرح شود که چرا باید این بارها را از اینجا به آنجا و از آنجا به اینجا بیاوریم، همه میایستند و بهدنبال پاسخ میگردند، دیگر نمیتوانند کار کنند. اگر ما به چرایی زندگی بپرداز...
ادامه مطلب