DogVille

متن مرتبط با «رابطه با مادر» در سایت DogVille نوشته شده است

پرش با نیزه از روی ارزشها و کلیشهها

  • نیلوبلاگ

    گاهی از خودم میپرسم انجام کاری مثل صخرهنوردی چه معنایی داره؟ اصلا چه فایدهای داره برای کسی؟ یا فوتبال رو نگاه کنید. تمامش بیهوده نیست؟ گیریم که یه صنعت مولد هم باشه چیزی از بیمعنایی هسته مرکزیش ...

    ادامه مطلب
  • اگه دوباره برمیگشتم دانشگاه...

  • نیلوبلاگ

    ۱. با هرکسی که کنارش نشسته بودم حرف میزدم. ۲. از فرصت همکلاسی بودن برای پیدا کردن چند همرشتهای آشنا و مورد اعتماد استفاده میکردم. ۳. فعالیت پشت صحنه رو تو گروه تئاتر دانشگاه, تجربه میکردم. ۴. تو ...

    ادامه مطلب
  • تفاوت منش با رفتار هیجانی

  • نیلوبلاگ

    خیلی جالبه وقتی میبینم کسی از خودش بزرگی غیرمنتظرهای به خرج میده. و بعدش...نمیتونه. میبینم که نمیتونه زیر اون بار باشه. برای اون خوبی/ بزرگواری/ حرکت بالغانه یا فداکاری ساخته نشده. پا پس میکشه. ...

    ادامه مطلب
  • حدیث جان مگو با نقش دیوار

  • نیلوبلاگ

    گاهی وقتی دلم میخواد جمله یا رهنمودی ملکه ذهنم بشه و در زندگیم ورود کنه میام این بالا و جلو چشمم مینویسمش. جمله فعلی...مصرعی از حافظه. بیت کامل اینه: "به مستوران مگو اسرار مستی/ حدیث, جان مگو با نق...

    ادامه مطلب
  • دیوانه دیوانه؛ با صدای همایون...

  • نیلوبلاگ

    در سالهای دور، داستانی نوشتم و بعد به قصد کار بر موسیقی کلام، آن را ضبط کردم. شبی که داشتم به صدای, خودم گوش میدادم، از لحن صدا دریافتم که راوی داستان عاشق شده است. +هوشنگ گلشیری...

    ادامه مطلب
  • تجربه ی محدود من از باکیفیت خوندن

  • نیلوبلاگ

    از نظر من مهمترین مسئله در مورد کتاب خوندن تاثیر مشهودیه که روی شخصیت ما میگذاره. البته منظور من تاثیر پذیرفتن به هر شکل و از هر کتابی نیست. ایده آل ترین شکل شاید این باشه که کتاب ابزاری در اختیارمون قرار بده که به وسیله ای اون ها، خودمون چیزی به خودمون اضافه کنیم یا شروع به کنده کاری روی شخصیتمون کنیم. وقتی کتابی رو میخونیم، وقتی حتی یک صفحه از کتابی رو میخونیم باید با کسی که اون یک صفحه رو نخونده تفاوتی پیدا کنیم. یعنی به واسطه خوندن همون یک صفحه گفتار، رفتار یا ذهنیتمون تغییری کرده باشه..وگرنه خوندنش فایده چندانی نداشته. (البته یک شکل تاثیر هم پس از خوندن تمام صفحات، کنار هم قرار گرفتن تمام تکه های پازل و فهمیدن کلیت به وجود میاد) آدمهایی رو دیدم که در طول سال ها کتاب های نسبتاً زیادی ...

    ادامه مطلب
  • چطور میتونیم به همه ی چیزایی که روح یک زبان رو ایجاد میکنند پی ببریم؟

  • نیلوبلاگ

    فقط در موارد استثنایی یک زبان خارجی تبدیل به زبان خودمونی یه شخص میشه..ممکنه ما اطلاعات منطقی زیادی درمورد اون زبان داشته باشیم..ما ممکنه بتونیم از اون برای بحث درباره ی پیچیده ترین مشکلاتمون استفاده کنیم.. دامنه ی لغت وسیعی داشته باشیم..ولی مسئله اینجاست چه طور میتونیم به اون چه که عمیقا بین کلمات هجاها و حروف جدا پنهان شده برسیم؟چطور میتونیم میراث فرهنگی اون زبان رو کشف کنیم؟ چطور میتونیم ارتباطش رو با تاریخ، سیاست، فرهنگ و زندگی روزمره پیدا کنیم...چطور میتونیم به همه ی چیزایی که روح یک زبان رو ایجاد میکنند پی ببریم؟ معانی فرازبانی یا حتی ابعاد ماوراءالطبیعه اش رو؟طبق نظر الیوت، شعرغیرقابل ترجمه است... ولی آیا لزوماً حق با الیوته؟ یک مترجم رو تصور کنید که میتونه همه ی علم و اطل...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتم همه ی زبان ها را بلد بودم..

  • نیلوبلاگ

    تو را به زبان اسپانیایی دوست دارمدر هوس دیوانه وار رقص فلامینکودر عطش وحشی رقص تانگوتو را به زبان یونانی دوست دارمغمناک ، ظریف و زیبادر نقش و نگار لباس های رقص سیرتاکیدر تکان آرام شانه هاتو را به زبان ایتالیایی دوست دارمدر اُپرای «عروسی فیگارو» موتسارتدر اُپرای «کارمن» بیزهدر اُپرای «آیدای» وِردیتو را به زبان ترکی دوست دارمدر رقص جنگی و یاللیدر رقص تأثر برانگیز واغزالیتو را به هر زبانی دوست دارمدر هر نُت موسیقیدر هر سطری که می نویسمدر هر ترانه ی شور انگیزدر هر ریتم غمناکآیا عشق را زبانی هست؟آیا عشق ، کوره راه و راهی دارد؟تو را به هر زبانی دوست دارمدر هفت نُتی که می دانمدر هفت رنگی که می شناسمتو را در آسمان وُ زمین دوست دارمتو را به همه ی زبان هادر همه ی خانه و راه هاتو را در درونمدوست دارم...

    ادامه مطلب
  • شناخت آدمها در معرکه ی بازی..

  • نیلوبلاگ

    امروز فرصت ما برای شناخت دیگران کمتر از گذشته است. آدم ها محتاط تر شده اند و هر روز ماهرانه تر نقاب هایشان روی چهره میگذارند.اما هنوز هم معدود روزنه هایی وجود دارند که میتوانیم از میان آنها به تماشای نمایی از شخصیت انسانها بنشینیم. این فرصت برای من ا...

    ادامه مطلب
  • در باتلاق رویای دیگران

  • نیلوبلاگ

    یکگاهی در موقعیت های دشوار زندگی که باید یک انتخاب سخت میکردم، با خودم فکر کرده ام که اگر در این لحظه در یک جزیره تنهای تنها بودم (و قرار نبود برای باقی عمرم با هیچ انسان دیگری مواجه شوم) چه تصمیمی میگرفتم و چکار میکردم؟ دو"انگار که از همه ی عا...

    ادامه مطلب
  • چرا نیاز است فیلمهای باکیفیت تماشا کنیم؟

  • نیلوبلاگ

    بعد از تماشای تعداد زیادی فیلم و افزایش تجربه و رسیدن به حد مشخصی از پختگی دیگر نه رنگ و لعاب فیلمهای هالیوودی چشمت را خواهد گرفت و نه داستان های به ظاهر الهام بخش آن فریبت خواهد داد. بیشتر آن آثاری که در دوران نوجوانی شگفت زده ات کرده اند جذابیتشان را برایت از دست خواهند داد، به آن اندازه که بعد از چند دقیقه از پخش و دیدن دوباره شان، آن تصویر زیبای ابتدایی ات از آنها خراب خواهد شد و حتی حاضر...

    ادامه مطلب
  • کی میتونی مطمئن باشی

  • نیلوبلاگ

    یک پژوهنده ی راستین، کسی که به راستی در پی معرفت باشد، هیچ مکتبی را نمی تواند بپذیرد و به عکس، پژوهنده ای که به حقیقت دست یافته است، هر مکتبی را راستین می داند. +سیدارتها | هرمان هسه | سروش حبیبی +با قسمت اولش موافقم. ...

    ادامه مطلب
  • بی اعتباری

  • نیلوبلاگ

    وقتی دروغ میگی راه توضیح دادن رو هم روی خودت میبندی، چون از نگاه مخاطب امکان دروغ بودن تمام اون توضیحات وجود داره. شاید "فرصت" توضیح هم پیدا کنی اما حق باور کردن (حتی در مورد موضوعات غیرمرتبط دیگه) بعد از برملا شدن دروغ به دیگری منتقل میشه و هیچ چیز دیگه مثل اول نخواهد بود. قسم خوردن هم که همیشه بی معنی بوده..کسی که دروغ میگه قطعاً میتونه قسم دروغ هم بخوره.. ...

    ادامه مطلب
  • رمانتیک بازی

  • نیلوبلاگ

    گفته بود نمی خواهم رمانتیک بازی دربیاورم. بله! این ترکیب "رمانتیک بازی" از دهان او بیرون آمد انگار که گفته باشد "بچه بازی" یا یک چنین چیزی. بعد یک دسته پرنده را توی آسمان نشانم داد و گفت: من همیشه به رفتار پرنده ها دقت می کنم..و درست چند ثانیه قبل از این که اتفاق بیفتد گفت: حالا اون پرنده ای که آخره جاشو با یکی دیگه عوض می کنه. نگاه کن!..نگاه کردم و از این که بدون این که بخواهد رمانتیک بازی دربی...

    ادامه مطلب
  • حالا نه این که دیو باشی

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • "تو لذت عشق و عاشقی کی دانی ؟ این باده کسی خورد که ذوقی دارد."

  • نیلوبلاگ

    فیلم در مورد دختری به نام کامینوست که با وجود بیماری سختی که دارد سعی دارد به زیبایی های دنیا لبخند بزند. در مورد مادرش که مذهبی ست و تنها به یک چیز فکر میکند و به این شکل زندگی تک تک فرزندانش را به نابودی میکشاند. فیلم به خوبی نشان میدهد که اعتقادات و انتخاب های مادر یا پدری مذهبی (یا متحجر، به هرشکل دیگری ) چطور میتواند در ذهن فرزندان رسوخ کند و در زندگی شان تاثیرات مخربی بگذارد. در موقعیت هایی آرامشان کند و در نقاطی به بیراهه بکشدشان. مطمئناً جایی از فیلم از خود خواهید پرسید، تصمیم گرفتن برای دیگران (حتی فرزندان رشد کرده یا نکرده مان) و یا بی اطلاع گذاشتنشان از موضوعاتی که درست نمیدانیم ت...

    ادامه مطلب
  • وقتی میرم بانک

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • هرچند نرنجیدن مرتبه ی بالاتری ست..

  • نیلوبلاگ

    آنچه برای خود نمیپسندی، بر سر همسایهات نیاور. کل تورات همین است. مابقی، شرح این جمله است. همسایه هم فقط آن خانواده ای که چپ و راست یا بالا و پایین خانه ات زندگی میکند نیست، هرکسی ست که حتی لحظه ای در سایه ی وجود تو قرار میگیرد. این جمله، که از یک خاخام برجستهی یهودی در تلمود نقل شده مرا یاد این ...

    ادامه مطلب
  • خلق ز آفات گریزند و تو خویش به دنبال بلا میروی؟

  • نیلوبلاگ

    سه گوش گروه موسیقی است که بردیا عراقی و محمد وکیلی راه انداخته اند. آثار این گروه حال و هوای عرفانی دارد و بیشتر کارها در ساخت قطعات توسط دو عضو اصلی انجام میشود.سه گوش قصد دارد فضای الکترونیک را با رنگآمیزی ایرانی ارائه کنند. این گروه در ژانر "چیلآت" شروع به کار کرده است. موسیقیای که بیشتر به ...

    ادامه مطلب
  • و هنوز از این بابت غمگینه..

  • نیلوبلاگ

    حزنی در درونم هستپیدا و پنهان یک غریبه گی تازه فهمیدم که یا من زیادی امیا که در این شهر کسی کم است.. { جان یوجل } +یعنی من تنها کسی هستم در این دنیا که تا این سن و سال هنوز بست فرندشو پیدا نکرده.. ...

    ادامه مطلب