DogVille

متن مرتبط با «این» در سایت DogVille نوشته شده است

به گوش جان بشنو صائب این نصیحت را

  • نیلوبلاگ

    درین زمان که عقیم است جمله صحبتها کناره گیر و غنیمت شمار عزلت را { صائب, تبریزی } ...

    ادامه مطلب
  • هر فسادی که در عالم افتاد، از این افتاد که یکی، یکی را معتقد شد به تقلید

  • نیلوبلاگ

    ...u200fمرا رساله خود باید. اگر هزار رساله ی غیر بخوانم تاریکتر شوم! u200fخداست که خداست. هرکه مخلوق بوَد خدا نبوَد، نه محمد نه غیر محمد!u200fu200fمقالات شمس | تصحیح محمدعلی موحد | 234 ص...

    ادامه مطلب
  • این یعنی ماجرا ساختن...

  • نیلوبلاگ

    دیشب داشتم فکر میکردم چه همزمان تمام پناهگاههایی که به روزگار سختی در آنها پناه میجستم، بیاعتبار شدهاند. نه کتاب خواندن آرامم میکند، نه فیلم دیدن و نه حتی خوردن. گویی ناگهان دستی آمده و هرآنچه که روزی باعث تسلی بود، بی برکت ساخته باشد. شب با خیال بیپناهی خوابیدم. صبح اما نگاه کردم به خودم و دیدم چه آزادیِ غریبی پشت این بی حفاظ شدن است. پیش از این انگار رنج میآمد و من در آن سنگرهای آشنا، پناه میگرفتم تا بگذرد. شکلی از شرطی شدن که پنداری وادارم میکرد برابر درد، به شکل مشخصی واکنش نشان دهم؛ نوعی از اسارت که تسکین بود نه مداوا. حالا به یمن این بی اعتباری، باید راه حل جدیدی جستجو کنم. چیزی بیرون از دایرۀ عادات قدیمی، روشی که برایم آشنا نیست. این یعنی ماجرا جستن، ماجرا ساختن و به ناشناخته سرک ک...

    ادامه مطلب
  • و این سرنوشت فرد را تعیین میکند...

  • نیلوبلاگ

    [مقدمه: 1- آمیزش اجتماعی] توجه روانپزشکی اجتماعی به این است که در جریان عادی رشد، از وقتی که نوزاد از مادرش جدا میشود چه اتفاقی می افتد. تمام آنچه را که تا پیش از این بیان شد میتوان تنها در یک عبارت مصطلح خلاصه کرد: "اگر نوازش نشوی، روانت نابود میشود!" بنابراین بعد از آن که دوران صمیمیت دامان مادر به پایان رسید، فرد در بقیه عمر هر روز با این معما رو به رو میشود که دست تقدیر چه شاخی سر راهش سبز خواهد کرد. یک شاخ عبارت است از نیروهای اجتماعی و روانشناختی و زیستی که مدام سد ادامه صمیمیت جسمانی به سبک دوران نوزادی میشود و شاخ دیگر تلاش مداوم اوست برای کسب مجدد آن صمیمیت. در بسیاری از موارد فرد سازگاری نشان میدهد و یادمیگیرد تا با کمترین نوازش، حتی از نوع نمادین آن خود را راضی کند، تا جایی که...

    ادامه مطلب
  • وای از این موسیقی، وای از این شعر مجسم..

  • نیلوبلاگ

    انسانیت، در دنیای واقعی و هر روزهی ما کمتر پیدا میشود. این است که آدم باید هوای جانش را داشته باشد. باید روانش را تغذیه کند و «نارنگیها» تغذیهی مجسم روح است.پس بعد از دیدن این فیلم سراسر شعر و انسانیت، از جناب کیارستمی عذرخواهی میکنم که جای کلمه شعر در شعرشان، سینما را جایگزین کردهام: از ستم روزگارپناه بر سینمااز جور یار، پناه بر «سینما»از ظلم آشکار، پناه بر سینما.. Tangerines 2013 ‧ Drama ...

    ادامه مطلب
  • حالا نه این که دیو باشی

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • "تو لذت عشق و عاشقی کی دانی ؟ این باده کسی خورد که ذوقی دارد."

  • نیلوبلاگ

    فیلم در مورد دختری به نام کامینوست که با وجود بیماری سختی که دارد سعی دارد به زیبایی های دنیا لبخند بزند. در مورد مادرش که مذهبی ست و تنها به یک چیز فکر میکند و به این شکل زندگی تک تک فرزندانش را به نابودی میکشاند. فیلم به خوبی نشان میدهد که اعتقادات و انتخاب های مادر یا پدری مذهبی (یا متحجر، به هرشکل دیگری ) چطور میتواند در ذهن فرزندان رسوخ کند و در زندگی شان تاثیرات مخربی بگذارد. در موقعیت هایی آرامشان کند و در نقاطی به بیراهه بکشدشان. مطمئناً جایی از فیلم از خود خواهید پرسید، تصمیم گرفتن برای دیگران (حتی فرزندان رشد کرده یا نکرده مان) و یا بی اطلاع گذاشتنشان از موضوعاتی که درست نمیدانیم ت...

    ادامه مطلب
  • نمی خواهم برای این یکی بجنگم

  • نیلوبلاگ

    نمی خواهم بجنگمتو را می خواهمتنگ در آغوش گیرمنمی خواهم بجنگم می خواهم بازی دیگری کنم که در آنبه جای جنگیدنهمدیگر را در آغوش می فشارندو می توان غلتانبر قالیچه یی خندیدو می توان هم را بوسیدو بغل زدآن جایی که انگارهمه پیروزند .{ شل سیلور استاین } ...

    ادامه مطلب
  • و هنوز از این بابت غمگینه..

  • نیلوبلاگ

    حزنی در درونم هستپیدا و پنهان یک غریبه گی تازه فهمیدم که یا من زیادی امیا که در این شهر کسی کم است.. { جان یوجل } +یعنی من تنها کسی هستم در این دنیا که تا این سن و سال هنوز بست فرندشو پیدا نکرده.. ...

    ادامه مطلب
  • سوگواری آنلاین

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش یکی از نویسندگان و معلمان داستانویسی فوت کرد. وقتی به پست های کسانیکه به عنوان دوست و شاگرد باهاش در ارتباط بودند نگاه میکردم از خودم میپرسیدم میشه آدم واقعاً واقعاً از مرگ کسی ناراحت و متاثر باشه و هنوز زمان زیادی نگذشته به بروز رسانی شبکه های اجتماعیش فکر کنه؟ قصدم تحلیل رفتار اون آدم ها نیست ولی برام عجیبه که به اشتراک گذاری احساسات تا به کجا پیش رفته.. ...

    ادامه مطلب
  • عه شما هم اینطوری هستید ؟

  • نیلوبلاگ

    وقت خوندن این پست انگار باری بعد از مدت ها از روی دوشم برداشته شد . همیشه همینطوره . وقتی فکر میکنی تو یه موقعیت ، یا یه شکل از بودن یا داشتن یه احساس تنهایی همه چیز برات سخت تر میشه . خیلی نگذشته از زمانی که من از رنج نداشتن حرف با خیلی از آدم ها ر...

    ادامه مطلب
  • جهانی خفته است اینجا و پیدا نیست شبگردی...

  • نیلوبلاگ

    فکر میکنم اگه موقع مرگ فرصت فکر کردن داشته باشم ، ساعت های شبگردیمو به عنوان بهترین ساعت های زندگیم به خاطر بیارم.. تو این ساعت ها دوست دارم به چیزی فکر نکنم و فقظ گوش کنم و تماشا ..گاهی میشه ، گاهی هم نه..امیدوارم یه روز برسم به نقطه ای که به فکر نکردن هم فکر نکنم . شبای اینجا خیلی قشنگه..باید شبای شهرای دیگه رو هم ببینم..شبا میتونی چیزایی رو ببینی که روزا قابل دیدن نیستن یا اصلا وجود ندارن..مردم اینجا به شبگردی اعتقادی ندارن..از این بابت خیلی خوشحالم.. امشب یه مرد غمگینو دیدم که دو طرف دوچرخه اش آذوقه ی خونه رو گذاشته بود و آروم آروم رکاب میزد..با یه دستش فرمون دوچرخه رو گرفته بود و دست دیگه اش رو داخل کاپشنش گذاشته بود.. نمیدونم چرا ما باعث شد دوباره به این فکر کنم که تو هیچ سنی در هر وض...

    ادامه مطلب